پرنیا  عشق بابا سجادپرنیا عشق بابا سجاد، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره
پریسا عشق باباپریسا عشق بابا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

پــــــــــــرنیــــــــا هستی مامان

درد دلی با خدا

  ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﻨﯽ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻡ: ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺧﺪﺍ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﺑﺪﯾﺖ ﺍﺳﺖ، ﭼﻪ ﺳﺆﺍﻻ‌ﺗﯽ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﭙﺮﺳﯽ؟ ﻣﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ: ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: - ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﻮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﻋﺠﻠﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﭽﻪ ﺷﻮﻧﺪ. - ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻼ‌ﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻼ‌ﻣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎﺯ ﯾﺎﺑﻨﺪ. -ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪ...
2 شهريور 1390

خدایا کمکم کن

    ﺧﺪﺍﯾﺎ…ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ…ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ، ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﮐﻪ  ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﭘﻨﭽﺮﻩ ﯼ ﺩﻟﻢ ﺭﺍﺭﻭﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﮕﺸﺎﯾﻢ… ﺧﺪﺍﯾﺎ…ﯾﺎﺭﯾﻢ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﺮﻍ ﺧﺴﺘﻪ ﺩﻟﻢ ﺭﺍﮐﻬﺪﯾﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻕﻓﺲ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭﺍﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﻋﺸﻖ ﺗﻮﭘﺮﻭﺍﺯﺩﻫﻢ… ﺧﺪﺍﯾﺎ..ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ…ﯾﺎﺭﯾﻢ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺷﻮﻕ ﭘﺮﻭﺍﺯﺭﺍﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻡ ….. ﺧﺪﺍﯾﺎ…ﺗﻮﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺭﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺯﺣﻘﯿﻘﺖ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ  ﻭﺭﻫﺎﺷﺪﻥ  ﺩﺭﮔﺮﺩﺍﺏ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ  ﺍﺳﺖ…ﭘﺲ ﺗﻮﺍﯼ ﮐﺮﺩﮔﺎﺭ ﺑﯽ ﻫﻤﺘﺎ ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﭘﯽ ﺑﺒﺮﻡ ﺗﺎﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺭﻭﺯﺑﻪ  ﺭﻭﺯﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺳﺮ ﭼﺸﻤﻪ ﺗﻤﺎﻡ  ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ...
2 شهريور 1390

مناجات با خدا حرف دل با معبود یکتا

من دچار می شوم به عاشقی …   بالهایی دارم از جنس خیال با تنی خیس از مه ، به طواف ماه می روم . آهنگ حروف نامت که از لبانم می گذرد وسعت آسمان قلبم را می رقصاند و دستهایم را که هوایت می چرخانم ، رها می شوم از سنگینی زمین . آسمــــانی در من اتفاق می افتد و فوج فوج ستاره ، تاریکی صورتم را می بوسد و در اولین پگاه چشمهایم شوق دیدنت را بر تارک آسمان نقاشی می کنند و من دچار می شوم به عاشقی …! انگار تمام ستارگان به تن نیلوفری ام می پیچند خداگونه بزرگ می شوم و چقدر مهربان می شود آسمان با من ! وه ! که شیرین است رویای به تصویر کشیدن دیدنت … راستی هیچ میدانی فاصله نذر خاک تا اجابت آسمان ، گاهی فقط یک قطره اشک ...
2 شهريور 1390

زنگ تفریح و خنده

    از غضنفر خواستن به بم کمک کنه، گفت امسال دستم خالیه ، انشاالله زلزله بعدی!‬   چراغعلی سگش فلج بود هر روز میذاشتش تو فرغون مردم دنبال میکرد مناجات چراغعلی با خــدا : مــوو دیــه بنده تــوو نیسوم ، یــه فکری سی خوت بکن!‬ غضنفر به باباش میگه: بابا چرا فقط برا ما جک میسازن ؟ باباش میگه: یه قابلمه بیار تا بهت بگم بعد بابا میزنه ته قابلمه تق تق تق غضنفر میگه :کیه!!! باباش: فهمیدی چرا ؟؟؟ حالا این قابلمه را بگیر تا من برم در و باز کنم عمو زنجیر باف جان ؛ ضمن عرض سلام و خسته نباشید جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار . . یه گِلگی داشتم از حضورتون . . شما که زنجیر ما رو بافتی ؟ بعله ؟؟ پَس چ...
2 شهريور 1390

به نام انکه تقرب به حریمش واسطه ای جز دل بی ریا نمیخواهد

  کاش  برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلبها در چهره بود اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست سکوتی را که یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد سکوتی که سرشار از ناگفته هاست ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد سکوتی که یک نفر در این دنیا هست که آنرا می فهمد یک نفری که برات یه دنیا ارزش داره و بدون اینکه در کنارت باشه سکوتت رو می فهمه یک نفر که ...... دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!! بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو م...
2 شهريور 1390

دردل مادرانه

دخترم parniyaa اگر من شاعرم شعر تو هستی اگر من عاشقم عشقم تو هستی اگر من یک کتاب کهنه هستم بدان زیباترین برگش تو هستی   به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام بی خیال تو و ابروی کمانت شده ام اشکم از دیده فرو ریخت و رسوایم کرد حرف آخر ، تو کجایی ؟ نگرانت شده ام parniyam بی من اگر آرامی من نمی خواهم که کنارم باشی ! با شکست قلبم تو اگر پیروزی آرزوی دل من نیز کامیابی توست من تنها به تو می اندیشم که مبادا خاری به دلت ریش آرد   ...
1 شهريور 1390

حرف دل نگفته

  يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد : 1 - شاد بودن بدون دليل 2- دائم به کاري مشغول بودن 3- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد       parniyam به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت   خش خش بر گها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک   ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان   بلکه از ته قلب نازنینت بگو: مادر یادت به خیر         عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست.  عشق آن است كه يكي چتر شو...
1 شهريور 1390

جملات و شعرهای قشنگ عارفانه عاشقانه

    کوچک که بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم اکنون که بزرگيم چه دلتنگيم کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمه   یک شمع میتواند هزاران شمع را روشن کند بدون اینکه چیزی را از دست بدهد مانند شادی کردن که هیچگاه با تقسیم کردن ازش کم نمیشه    امید دوای...
1 شهريور 1390

خدای مهربون توی این شب عزیز از سر گناهامون بگذر و ما رو مورد رحمتت قرار بده

      زندگی بافتن یک قالی است نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی نقشه را اوست که تعیین کرده است تو در این بین فقط میبافی نقشه را خوب ببین !!! نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند           اعمال شب بيست و سوّم در هَدِيّة الزّائر ذكر شده از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مُستَفاد مى شود كه شب قدر همين است و اين شب جهنى است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدّر مى گردد وازبراى اين شب غير از اعمالى كه با دو شب سابق شريكست چند عمل ديگر است:   اوّل خواندن سوره عنكبوت و رُوم كه حضرت صادق عليه السلام قَسم ياد فرموده كه خواننده اين دو...
1 شهريور 1390

برای تو مینویسم نگارم.

  دختر نازم: parniya jan وقتی با منی ،‌ خود را احساس می کنم   وقتی برای تو تلاش می کنم   هستم وقتی به یاد توام   هستم   برای همین است   که دوستت دارم   با تو هستم   ...
29 مرداد 1390