پرنیا  عشق بابا سجادپرنیا عشق بابا سجاد، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره
پریسا عشق باباپریسا عشق بابا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

پــــــــــــرنیــــــــا هستی مامان

بهترینا واسه تو دختر گلم

  برای تو می نویسم... برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ... برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است... ... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای برای تويی كه قلبت پـا ك است ... برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است... برای تويی كه عـشقت معنای بودن...
16 ارديبهشت 1391

یه پست با عکسای قشنگ دخترم

روز جمعه ما خونه بودیم کنار دختر گلمون بعد از این که ناهار رو خوردیم بابا سجاد مشغول تماشای تلویزیون و من و دخترم هم مشغول عکس گرفتن و ژستای پرنیا جون با لباسای تابستونی اش اینم وصف عکسای دخترم     ...
3 ارديبهشت 1391

اندر احوالات پرنیا جون با یه تولد سوری توسط خاله جون

پرنیا جون عاشق کیک تولد و تولد گرفتن واسه همین هر ماه یه بار خاله  فهیمه واسش بساط کیک تولد و مراسم رو جور میکنه و اسش خاطره تولد درست میکنه با یه تولد سوری . منم تصمیم گرفتم از  یکی از این مراسما عکس بگیرم اینم عکساش ادامه عکسها در ادامه مطلب ...
2 ارديبهشت 1391

یه روز بارونی با پرنیا جون

تازگیهای هوای شهر ما کرمان بهاری بود اما باد بهار اذیت میکرد ولی بارون هوا رو تازه میکرد یه روز پرنیا جون رو بردم پارک زیبای شورا و پرنیا جون عشقش پارک رفتن توی همون لحظه بارون شروع شذ همه به یه جا پناه میبردن تا خیس نشن اما پرنیا جون هر چی دنبالش میرفتم نمیرسیدم این قدر خوشحال بود که نگو توی بارون بازی میکرد اینم توصیف عکسای دختر گلم . بقیه عکسها در ادامه مطلب: ...
2 ارديبهشت 1391