پرنیا  عشق بابا سجادپرنیا عشق بابا سجاد، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره
پریسا عشق باباپریسا عشق بابا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

پــــــــــــرنیــــــــا هستی مامان

چه جوری با این اعصاب خوردیها و درگیریهای زندگی خودمون را تخلیه می کنیم

    صــــــــــــــــــبور باشــــــــــــــــیم :       کامیون حمل زباله   روزی من با تاکسی عازم فرودگاه بودم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از محل پارک خود بیرون پرید. رانندة تاکسی من محکم ترمز گرفت.   ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتری از ماشین دیگر متوقف شد! راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان بيرون آورد و شروع کرد به فریاد زدن به طرف ما. راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد. با تعجب از او پرسیدم: ((چرا شما اين رفتار را کردید؟ آن شخص نزد...
18 آبان 1390

زندگی زیباست مهربونا اگر ما زیبا ببینیم در کنار گلای زیبایی که خدا به ما هدیه کرده

  این دیوانگیست ... که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم این دیوانگیست ... که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم   که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است این دیوانگیست ... که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم   که هیچ عشقی را باور نکنیم ب...
18 آبان 1390

کاش تا فرصت هست قدر بدونیم نه زمانی که از دست رفت

    ای کـــــــــــــــــــــــــــــــــاش:       بابا سلام. بیا با هم حرف بزنیم؟ 4  ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .   5  ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .   6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر .   8 ساله كه بودم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه . 10 ساله كه بودم با خودم گفتم اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز  با حالا كاملاً فرق داشت .   12 ساله كه بودم گفتم خب طبي...
18 آبان 1390

مادرا پدرا کاش حرمتها عدالتها یکسان بود اما حیف

  ای کــــــــــــــــــــــــــــاش     من  همسن و سال پسر تو هستم ،  تو همسن و سال پدر من هستی.  پسر تو درس می خواند و کار نمی کند،  من کار می کنم و درس نمی خوانم.  پدر من نه کار دارد ، نه خانه،  تو هم کاری داری هم خانه ، هم کارخانه ؛  من در کارخانه ی تو کار می کنم.  و در اینجا همه چیز عادلانه تقسیم شده است:  سود آن برای تو ، دود آن برای من.  من کار می کنم ، تو احتکار می کنی.  من بار می کنم ،تو انبار می کنی.  من رنج می برم، تو گنج میبری.  من در کارخانه ی تو کار میکنم.  و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست:  وقتی که من کار...
18 آبان 1390

نکاتی ریز بین برای سلامتی خودمون و عزیزانمون.عمل کنیم

        1.       هرگز سيگار نکشيد و اگر ميکشيد ، نيمه آخر آن را هيچ وجه نکشيد.   2.      در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است.     3.   هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد.     4.       چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد.     5.   هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره ها ...
18 آبان 1390

تنها چیزی که میتونیم در قبال این همه نعمت بر زبان بیاریم

پروردگارا                داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم                                      چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.                                   ...
11 آبان 1390