پرنیا  عشق بابا سجادپرنیا عشق بابا سجاد، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره
پریسا عشق باباپریسا عشق بابا، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

پــــــــــــرنیــــــــا هستی مامان

بهترین همسران دنیا

  آشنایی با برخی مهارت های همسر داری 1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم. 2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم. 3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم. 4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد. 5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کن...
16 مهر 1390

5 جمله خوشایند برای بچه ها

  ١-) خـودت تـصـمـيم بگير: كودك و دوستش در اتاق مشغول بازي هستند. سر و صداي آنها باعث اذيت و آزار شماست، بهتر است بگوييد: "بچه‌ها تصميم بگيريد يا بي‌سر و صدا بازي كنيد، يا از اتاق خارج شويد." اگر بعد از 5 دقيقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگوييد: "خوب مي‌بينم تصميم گرفتيد كه از اتاق بيرون برويد." اين جمله، شما را از داشتن نقش منفي نجات مي‌دهد، زيرا آنها مي‌دانند اين تصميم آنها بوده كه منجر به اين نتيجه شده است. به اين ترتيب كودك مسئول عمل خودش است. 2) من تو را دوست دارم ولي اين كار تو را نمي‌پسندم: اگر مي‌خواهيد لفظي را به كودك بياموزيد، كار خوب و بد را برايش مشخص كنيد. به او بياموزيد ما ...
16 مهر 1390

اگر میتوانستم

        نوشته ای از :اِرما بومبک       اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم   دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده   در سالن پذیرایی ام ذرت بو داده می جویدم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی خانه ام نمی شدم پای صحبتهای پدر بزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد ، شمع هایی...
14 مهر 1390

شکر در مقابل بار پروردگاری که ما در مقابل او هیچیم

  روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که  داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجل...
14 مهر 1390

چه بزرگانی هستند که ما از آنان بی خبر و سخنان ارزشمندشان رهرو کارهایمان هستند.

  ا ین مطالب رو جائی خوندم خوشم اومد اموزنده بود گفتم بد نیست اینجا بزارم شاید دوستان هم فیض ببرند.   ابن سینا من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم . زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد ! نارسیس لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد . جورج برنارد شاو مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد . مونتسکیو آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران...
12 مهر 1390

بزرگترین لطمه ی حیات ٬ مرگ نیست ! بزرگترین لطمه آن چیزیست که در عین حیات درون ما میمیرد!

    قدرت دست...   از دل و ديده ، گرامی تر هم آيا هست ؟ - دست ، آری ، ز دل و ديده گرامی تر : دست ! زين همه گوهر پيدا و نهان در تن و جان ، بی گمان دست گرانقدرتر است . هر چه حاصل كنی از دنيا ، دستاورد است ! هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمين ، دست دارد همه را زير نگين ! سلطنت را كه شنيده ست چنين ؟! شرف دست همين بس كه نوشتن با اوست ! خوشترين مايه دلبستگي من با اوست . در فروبسته ترين دشواری ، در گرانبارترين نوميدی ، بارها بر سرخود ، بانگ زدم : - هيچت ار نيست مخور خون جگر ، دست كه هست ! بيستون را ياد آر ، دست هايت را بسپار به كار ، ...
12 مهر 1390

کاش همه ما ادما این قدر دلی مهربون داشتیم

  دخترک چه ارزوئی داشت:      دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستادو به کفش های قرمز  رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد " اگر تا پایان ماه هر روز بتونی چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات میخرم " دخترک به کفش ها نگاه کردو با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت صد نفر زخم بشه تا... و بعدشانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه.... خدا نکنه..... اصلا کفش نمیخوام!!! :یک قلب پاک ازهمه ی معابدومساجدزیبای جهان،زیباتراست!     ...
12 مهر 1390

ایا مهدکودک خوبه یا نه؟

  آشنایی كودك با مهد كودك     كودك از 3 سالگی آماده ورود به مهد كودك می شود. اما در این بین نگرانی والدین و وابستگی كودك ، مشكلاتی پدید می آورد . به عبارتی از یك طرف والدین هنوز مطمئن نیستند كودكشان آمادگی لازم را دارد و از طرفی دیگر كودك هنوز خود را وابسته حس می كند و ممكن است نخواهد از خانواده جدا شود . البته این امر برای همه بچه ها یكسان نیست و بعضی به راحتی محیط مهد را می پذیرند و به آن دلبستگی پیدا می كنند . اما در مورد كودكان وابسته ، كارشناسان توصیه می كنندكه والدین برای حل این مشكل قاطعیت داشته باشند . اول فكر كنند چه چیزی به صلاح فرزندشان است ، بعد تصمیم آخر را بگیرند . در این مورد نباید والدین احساساتی شون...
11 مهر 1390