خدایا منو به خاطر ناسپاسیها و خدایی کرنهام ببخش و من در برابر عظمت هیچم کمکم کن و دستامو بگیر خدایا
خدایا مرا ببخش
|
وتو را فرا می خواند ، روی می گردانی
نوازشت می کند ، سر پس می کشی آغوش مهر می گشاید ، بی تفاوت عبور می کنی... غرق می شوی ، در بحر مواج وسوسه ها مملو می شوی ، از بی خبری ، فراموشی شتاب می گیری به سوی خارهای زینت شده گناه... فوا اسفاه من خجلتک آن لحظه ای که به خود آیی و فریب خورده یابی حیران و سرگشته ، می مانی در راه گم می شوی در ظلمات بی راهه ها تار می شوی ، مات می مانی مملو از شکستگی زار می شوی فریاد بر می آوری : فکیف حیلتی ؟! و نمی یابی جز بی چارگی ... در مانده و بی چاره و سرگشته ات که دید به خاطرت می زند تکیه گاهی را نوازشها و آغوش مهربانی را یاد می آوری روی گردانیت را سر پس کشیدن و عبور هایت را فوا اسفاه من خجلتی سر می دهی می خوانی اش : باز آمده ام به آغوش مهرت یا الهی بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی... فرا می خواندت دوباره آغوش مهر می گشاید و نوازشت می کند در می یابی نمی یابی خودت را شرمگین می شوی ... فاقبل عذری سر می دهی من لی غیرک سر می کشی و مست... نجوا کنان می خوانی اش آغاز می کنی برایش اقرار به گمراهی را تکرار می کنی سبحانک انی کنت من الظالمین را و اشک گونه هایت را ، بوسه می زند ... ![]() |
||
|
|
||
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خدایا منو به خاطر ناسپاسیها و خدایی کرنهام ببخش و من در برابر عظمت هیچم کمکم کن و دستامو بگیر خدایا 
