پرنیا  عشق بابا سجادپرنیا عشق بابا سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 27 روز سن داره
پریسا عشق باباپریسا عشق بابا، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

پــــــــــــرنیــــــــا هستی مامان

حس عاشقانه یک مادر

    دخترم قشنگم و هستی ام : پرنیا جان ..   تنهاییت برای من ... غصه هایت برای من ... همه بغضها و اشكهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را... صدای همیشه خوب بودنت را دوستت دارم . . .     ...
12 مرداد 1390

دختر عشق مادر .پرنیا هستی مادر

  دستم نمی رسد به این آسمان اما دست تو را که می گیرم انگار چند ستاره در مشتم پنهان کرده ام . . .     مادران عاشقان همیشگی دخترشان هستند و هیچ کس نمی تواند این موضوع را نادیده بگیرد .       ...
12 مرداد 1390

امید به پروردگار هستی و فرار از نا امیدی

    آرزویم این است نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد……نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز……..و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی……..عاشق آنکه تو را می خواهد…….و به لبخند تو از خویش رها می گردد……… و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد   دختر قشنگم ، پرنیا جون این مطلب را برایت این جا گذاشتم که هر وقت بزرگ شدی هیچ وقت احساس نا امیدی نکنی و همیشه امید به تک ستاره هستی خداوند بزرگاشته باشی و از درگاه او نا امید نشوی . ...
12 مرداد 1390

تقدیم به دختر گل مامان پرنیا جون

نی نی توپولی با کاغذ  ساخته دو تا النگو    می پرسه از مامانش    مداد زرد من کو    می خوام النگوهامو    زرد و قشنگش کنم  مثل گلوبند تو طلایی رنگش کنم   مامان جونی میخنده    میگه النگوهات کو    این که فقط کاغذه    اینجوری نیست النگو    فردا برات یه دونه میخرم و می یارم    نی نی می گه نمی خوام    اونا رو دوست ندارم    خیلی پولش زیاده النگوی طلایی    خالی و بی پول می شه &...
12 مرداد 1390

عکسای پرنیا جون با پسر عمه جونش و دائی سعید و زهرا جون

 بچه ها سلام من یه چند روزی نبودم درگیر کارای اسباب کشی خونه بودیم نتونستم خاطرات پرنیا جون را ثبت کنم الان میخوام عکس چند پرنیا جون با دختر خاله جونش که خیلی هم خانوم و مهربون ،عکس پسرعمه پرنیا اقا رسول و عکس پرنیا جون با دائی سعیدش را براتون بزارم توی وب پرنیا ببینین پرنیا چه قدرخاطرخواه داره .         ...
5 مرداد 1390

تقدیم به دخترم

  پرنیا جون مامان .مامان با اجازه  سر زد به یه سایت دیگه .یه مامان نی نی کوچولو که نی نی اش تو راهه یه شعر خوشکل براش سروده منم .از اون شعر خوشم اومد .نمی دونم اون مامان نی نی راضی هست یا نه منم برای شما اینجا گذاشتمش دختر قشنگم.     تو را همچون شقایق دوست دارم برای دیدن احساس چشمت بی قرارم در این پاییز شهر بی قراری درونم رشد کردی  ای بهارم  غزل را از وجودم نوش کردی شدی تنها گل این سبززارم تو را همچون شقایق دوست دارم شقایق چیست ؟ ای باغ بهارم پرنده از نگاهت کوچ می کرد زمانیکه وجودت شد قرارم دستان کوچک تو آخر این دستان کوچکت بهانه دستم داد وقتی برای ثانیه می خواندم ...
5 مرداد 1390

لباس زرد پرنیا

د یروز من و پرنیا جون رفتیم خیاطی لباساشو بگیریم.وقتی وارد خیاطی شدیم خانم خیاط یه لباس زرد خیلی قشنگ با یه مدل زیبا که براش برده بودم برا پرنیا جون دوخته بود وقتی پوشیدم تنش خانم خیاط بهش گفت دخترم تو اینه خودتو نگاه کن پرنیا جون هم ذوق زده رفت کنار آینه وقتی خودشو تو اینه دید یه نگاه به ما کرد و خندید بعدش با یه حالت قشنگی گفت وای چه قدر قشنگ شدم .من و اون خانم خیاط چه قدر تعجب کردیم که این دخمل کوچولوی ما معنای زیباییوا میفهمه .قربونت برم دخمل گلم که این قدر فهمیده ا ی ...           ...
21 تير 1390

اینم البوم عکس پرنیا جون

  این عکس مربوط به اردیبهشت ماه 1389 بود وقتی پرنیا جون 10 ماهش بود و می تونست بشینه منم رفتم مهدکودک بهش سر بزنم شروع کرد به گریه کردن مجبور شدم بیارمش سر کار       این عکس پرنیا جون مربوط به تیر ماه 1390 .ما داشتیم حاضر میشدیم بریم مهمونی .پرنیا جون هم اصرار داشت براش لاک بزنم منم براش یه لاک سر سری زدم اونم نشسته بود روی مبل به دستاش فوت میکرد تا خشک بشن .   ...
19 تير 1390

رانندگی پرنیا

اینم پرنیا خانوم که قصد نداره از رو فرمان ماشین بیاد کنار.مثل این که دلش میخواد رانندگی کنه دخملکم. بابا  پرنیا رفته بود خرید پرنیا جون هم از فرصت استفاده کرد رفت پشت فرمون ماشین .اخه عادت داره وقتی بابا رانندگی میمنه میره رو فرمون میشینه دخمل بابا سجاد ...
13 تير 1390